آنینا
آنینا در تابستان سال 1397 به شکل یک استارتاپ شروع به کار کرد.مهمترین هدف آن کاهش هزینه های خرید محصولات است؛یعنی قیمت تمام شده هر محصول در آنینا،بی شک ارزان تر از فروشگاه های دیگر است.مجید قافله باشی و ارسلان جوادی بنیان گذاران آنینا هستند.در ادامه بیشتر با آنها آشنا خواهید شد.

مجید یک . عالی است

سلام و عرض ادب
سید مجید قافله باشی هستم ، از بنده خواستند که شرح حالی راجب خودم بنویسم ! معمولا بیوگرافی ها یا توش اغراق هست یا کم لطفی ! و کاری نیست که انجام دادنش رو دوست داشته باشم ولی بر خلاف میل باطنیم باید انجامش بدم ولی به سبک خودم !
دنیایی که ما به دنیا اومدیم ، برای اینکه عقب نمونی باید همیشه در حال حرکت باشی و خب قاعدتا آدم های این شهر هم ناچار هستند به تکون خوردن تا زیر دست و پا نمونن ! به خاطر همین به در و تخته میزنن که کاری جور کنن یا توی حرفه ای فعالیت داشته باشند که هم پیشرفت کنند و همچنین براشون پول و موقعیت اجتماعی فراهم کنه . عده ای موفق میشن و عده ای شکست میخورن ولی نکته مهم اینه که آیا حال دل شون خوبه ؟ اگه ترس و طمع نباشه باز هم تلاشی میکنند ؟ هدف چیه ؟
یکم که تهران رو از بالاتر ببینی مواجه میشی با ربات هایی که فقط ظاهرشون فرق میکنه ولی اکثر اونها دارند یه کار و هدف تکراری رو به اجبار انجام میدن که متاسفانه خیلی هاشون هم میدونن تهش چیزی عایدشون نمیشه ….
از اون موقع که خودمو شناختم یادم میاد که سعی کردم خلاف جهت آب شنا کنم ؛ به درستی فرهنگ و رفتاری که همه تایید اش میکنند شک کنم و تا چیزی رو با مغز و قلبم باور نکردم سمت اش نرم …
سبک زندگیم رو مدیون کتاب ها و آدمایی هستم که پای صحبتشون رشد کردم و پای مکتب شون نفس کشیدم ، سرتون سلامت عزیزان دل !
من یاد گرفتم کاری رو صرفا به خاطر نتیجه اش انجام ندم و در فعالیت یا جایی که هستم ، مفید باشم و علاوه بر احساس خوب ، آرامش داشته باشم ؛ این شد که الان میتونم سرم رو بلند کنم و به خودم افتخار کنم که حال دلم خوبه !
آشنایی من با آنینا به واسطه پیامی توی گروه کارآفرینی بود ؛ ارسلان جان به دنبال کسی میگشت که توی کار دیجیتال مارکتینگ بتونه همراهیش کنه ؛ طبق معمول بعد از معرفی و آشنایی ، شناختی که از تیم به دست آوردم چیزی بود که باعث شد بمونم و آنینای تازه متولد شده رو رشد بدیم ؛ انگیزه و علاقه ی تیم آنینا به پیشرفت و ایجاد بهترین ها واقعا لذت بخش بود و هست !
به لطف و نظر دوستان کنار مسئولیت دیجیتال مارکتینگ ، مسئولیت CEO آنینا هم به بنده سپرده شد تا بتونیم قدمی بیشتر در جهت رشد بیشتر این تیم دوست داشتنی برداریم .

و در آخر شاید نوع نوشته ی من منتقدانی رو همراه داشته باشه که این متن بیوگرافی نیست و شرح حال رزومه ای از فعالیت های اجرایی ، تحصیلی و شرایط زندگی اشخاص هست ؛ شاید فرمایش شما درست باشه ولی بنده به فکر و اندیشه آدم ها بیشتر از جایگاه شون اهمیت میدم و به نظرم هیچ چیز پویا تر از فکر و هیچ چیز فانی تر از پول و جایگاه نیست …

الحمد الله
ارادتمند
سید مجید قافله باشی

مجید قافله باشی

ارسلان یک . عالی است

سلام،من ارسلان جوادی هستم.

داستان من از اونجا شروع میشه که وقتی دبستان بودم بعضی وقتا (اکثرا پنجشنبه ها) با پدرم که تو یه شرکت حسابدار بود میرفتیم محل کارش.صبح زود باید از خواب ناز بیدار می شدم و با تاکسی و مترو خودمونو به منطقه سهروردی می رسوندیم.من اونجا کار خاصی نداشتم،می رفتم پشت یکی از کامپیوتر ها میشستم  و شروع به دانلود فیلم و بازی می کردم،چون ما خونمون اینترنت نداشتیم.من توی این گشت و گزار ها به طراحی سایت علاقه مند شدم.می خواتیم ببینم که سایت چجوری طراحی میشه.من تا 13 سالگی کارم همین بود تا بالاخره با زبان برنامه نویسی #C آشنا شدم.شروع کردم به یادگیری و کدنویسی برای ویندوز.هر بار که کد می زدم و برنامه به خوبی اجرا می شد،حس خوبی بهم دست می داد و خوشحال می شدم.اما همچنان به طراحی سایت علاقه مند بودم.پس شروع کردم به یادگیری طراحی سایت و با استفاده از هسات های راگان هر ماه یه سایت جدید با یه موضوع جدید می آوردم بالا.چون هاست های رایگان هر ماه بسته می شدن و من مجبور بودم دوباره از اول شروع کنم.برای همین یه ماه سایت آموزشی داشتم،یه ماه فروشگاهی و….

بعد از این رفتم سراغ هک و امنیت.یه چند ماهی از اینترنت یه چیزایی یاد گرفتم و بعش رفتم یه کلاس امنیت شبکه.اما بعدش متوجه شدم که کار من نیست و گذاشتمش کنار.میخواتسم کسب و کار خودمو شروع کنم ولی هیچ ایده ای نداشتم.یه روز که داشتم آماده میشدم برم باشگاه،یهو یه ایده ای زد به سرم.گفتم من باید یه فروشگاه اینترنتی داشته باشم که از لحاظ قیمت با بقیه رقابت کنم.از خونه زدم بیرون و تو راه باشگاه به دوست زنگ زدم و ایده رو براش تویح دادم،اونم خیلی خوشش اومد،منم خیلی خوشحال شدم که اون خوشش اومد.شروع کردم به طراحی نسخه اول سایت آنینا.اولش فکر میکردم فقط ایده مهمه و اگر ایده خوب باشه ما موفق میشیم.اما یکم که رفتم جلوتر دیدم نحوه پیاده سازی ایده خیلی مهم تر از خود ایدس.پس گشتم دنبال یه دیجیتال مارکتر که بهم کمک کنه.تو شبکه های اجتماعی با مجید آشنا شدم.باهاش قرار گذاشتم و همدیگرو دیدیم و ایده رو براش توضیح دادم.ازش استقبال کرد و قبول کرد که بدون پول باهام همکاری کنه.

و نتیجه ی تمام زحماتمون اینی شده که میبینید.

ارسلان جوادی

آنینا یک . عالی است

به همه شمایی که دارید این متن رو میخونید سلام عرض میکنم.همونجوری که میدونید اسم من آنیناس.

من تابستون سال  در تهران 1397 به دنیا اومدم.اولین سوالی که براتون پیش میاد اینه که آنینا چه معنی داره؟ اصلا از کجا اومده؟ باید بگم که وقتی من داشتم به وجود می اومدم ارسلان یه دوستی به نام سینا داشت.سینا وقتی بچه بود ازش میپرسیدن اسمت چیه،میخواست بگه آقا سینا اما چون بچه بود نمیتونست درست تلفظ کنه و میگفت آنینا.این شد که اسم من شد آنینا !

هر کدوم از موجوداتی که تو این جهان وجود دارند برای هدفی خلق شدن.من هم از این قاعده جدا نیستم،من برای این خلق شدم کهدر خرید مردم بهشون کمک کنم.میخوام دید مردم رو نسبت به فروشگاه های اینترنتی تغیر بدم.میخوام زمانی که از من خرید می کنند حس خوبی داشته باشن.سعی میکنم هرچیزی رو که نیاز داشتن با پایین ترین قیمت و بهترین خدمات نسب به دوست های دیگم بهشون ارائه کنم.این دقیقا همون چیزیه که مجید و ارسلان همیشه به من میگن.اونا همیشه بر این تاکید دارن که من باید حس خوبی رو به مردم بدم و اونا از من راضی باشن.خوب اونا برای من خیلی زحمت کشیدن و خیلی وقت گذاشتن منم نمخیوام نا امیدشون کنم.

آنینا